آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
برنامه های هفتگی مسجد

 

266.jpg

پیامبر اعظم(ص) :

هر کس نماز جماعت را دوست بدارد خداوند و فرشتگان او را دوست می دارند

 

برنامه های عقیدتی فرهنگی هفتگی مسجد

ایام هفته

موضوع

مدت

شنبه

احکام شرعی

15 دقیقه

یکشنبه

فرائت فرآن

20 دقیقه

دوشنبه

تفسیر قرآن

40 دقیقه

سه شنبه

دعای توسل

30 دقیقه

چهارشنبه

مباحث اخلاقی و اعتقادی

20 دقیقه

پنجشنبه

دعای کمیل

45 دقیقه

جمعه

زیارت ال یاسین

25 دقیقه

 

 

یادآوری :

1-تمامی برنامه ها بعد از اقامه نماز جماعت عشاء میباشد

2-برنامه ها با مناسب های مذهبی و ملی قابل تغییر می باشد

 

 

 

IMG۲۰۱۴۰۵۳۱۱۹۵۷۲۵.jpg                 

 حجت الاسلام و المسلمین حمید شیوایی

   مدیریت و امام جماعت مسجد



:: موضوعات مرتبط: آشنایی با مسجد , برنامه های هفتگی مسجد , ,
:: برچسب‌ها: مدیریت و امام جماعت مسجد حجت ابن الحسن (عج) , حجت الاسلام و المسلمین حمید شیوایی , برنامه های هفتگی مسجد ,
|
امتیاز مطلب : 62
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : جمعه 26 خرداد 1393
سالروز ازدواج علی (ع) وفاطمه (س) مبارکباد

سالروز ازدواج علی (ع) وفاطمه (س) مبارکباد

به بهانه پیوند مهر و ماه ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به...

به بهانه پیوند مهر و ماه
ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و كمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد. و به عالیترین كمالات انسانی آراسته بود.....ادامه مطالب مراجعه کنید

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)



:: برچسب‌ها: سالروز ازدواج علی (ع) وفاطمه (س) مبارکباد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 3 مهر 1393
شهادت امام محمد تقی، جواد الائمه (ع) تسلیت باد

شهادت امام محمد تقی، جواد الائمه (ع) تسلیت باد

در تقویم روزهای سال، ذیقعده یازدهمین ماه قمر ی است، در این ماه شادی و غم به هم آمیخته، آغازی همراه با سرور و پایانی همراه با اندوه دارد.
این ماه را می توان ماه امام هشتم (ع) نامید زیرا در ابتدای آن ولادت خواهر گرامی ایشان حضرت فاطمه معصومه (س) و در یازدهم این ماه ولادت خود آن حضرت و در پایان این ماه شهادت فرزند گرامی امام هشتم (ع)، حضرت امام جواد(ع) واقع شده است...

شهادت امام محمد تقی، جواد الائمه (ع) تسلیت باد

 

شهادت امام محمد تقی، جواد الائمه ع تسلیت باد

 

 


امامت - شهادت امام محمد تقی، جواد الائمه ع تسلیت باد

 با این وصف، هشتمین امام معصوم (ع) در انتظار پسر و شیعیان در تب و تاب رویت جمال جوادالائمه (ع) بودند، تا اینکه در رجب سال 195 ه. ق شهر مدینه و خانه امام به نور جمال امام جواد روشن شد. نهمین ستاره برج امامت که فرزند پیشوای هشتم، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بود، "محمد" نام یافت تا تجدیدکننده خاطرات و مجاهداتهای جد بزرگوارش پیامبر عالی قدر اسلام باشد.
بعدها بر اثر زهد و تقوایی که از او مشاهده شد به لقب "تقی" موسوم گردید و به دلیل بخشندگی و سخاوتی که در راه خدا داشت به لقب "جواد" نیز معروف شد. 
پس از شهادت امام رضا علیه السلام از آنجایی که اراده الهی بر آن بود که رشته امامت نگسلد امام جواد (ع) در خردسالی و سن هفت یا هشت سالگی زمام قافله امت را به دست گرفت. امام جواد (ع) نخستین امام شیعه است که در خردسالی به امامت رسیده این مسئله طعن و مخالفت دشمنان را برانگیخت تا آنجا که به حیرت و حتی سرگردانی برخی از شیعیان نیز انجامید اما با آشکار شدن جلوه های الهی امامت آن امام همام اندک اندک ابرهای تیره تردید کنار رفت. 
با این وجود مامون، خلیفه مکار عباسی با اهدافی سیاسی و نیرنگ کارانه و برای رهایی از تنگناها وضعیت دشواری که در پی شهادت امام رضا (ع) پدید آورده بود دختر خود ام الفضل را به همسری امام جواد (ع) در آورد.
پس از مامون برادرش معتصم عباسی جای او را گرفت در سال 220 هجری قمری معتصم امام جواد (ع) را از شهر مدینه به بغداد آورد تا از نزدیک مراقب ایشان باشد. دسیسه چینی بعضی از درباریان باعث شد تا معتصم که خود نیز مایه ابراز هر نوع دشمنی با امام را در نهاد خود داشت درصدد قتل امام برآید. معتصم با دستیاری همسر امام، مقصود پلید خویش را با خوراندن سم به آن حضرت عملی ساخت.این واقعه شوم در ماه ذیقعده 220 هجری اتفاق افتاد امام جواد در هنگام شهادت بیش از 25 سال و چند ماه نداشت.
پیکر پاک امام جواد (ع) را در کنار قبر جد بزرگوارش امام موسی بن جعفر (ع) در گورستان قریش بغداد به خاک سپردند.
این محل که مزار پاک شهدای علوی و سادات بود پس از انتقال بدن پاک امام موسی جعفر از زندان بغداد "کاظمیه" خوانده شد و پس از شهادت حضرت جواد (ع) و دفن ایشان در این محل آن را "کاظمین" نامیدند.

ویرایش وتلخیص:آکاایران



:: برچسب‌ها: شهادت امام محمد تقی، جواد الائمه (ع) تسلیت باد , مسجد حجت ابن الحسن , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 2 مهر 1393
تبریک سال تحصیلی جدید

 

آغاز سال تحصیلی نو را که سرآغاز رویش و طراوت در بوستان عشق و محبت است به تمامی همکاران ارجمند و  فرهیخته و دانش آموزان جویای دانش و معرفت تبریک می گوییم و از خداوند منان برای تمامی عزیزان توفیق روز افزون همراه با شکوفایی و سربلندی مسئلت داریم.

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)



:: برچسب‌ها: تبریک سال تحصیلی جدید ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 31 شهريور 1393
گرامیداشت هفته دفاع مقدس و سالروز آغاز جنگ تحمیلی

شهید رضا پناهی

عشق یعنی یک استخوان و یک پلاک

سالهای سال تنهای تنها زیر خاک . . .

هفته دفاع مقدس گرامی باد



:: برچسب‌ها: گرامیداشت هفته دفاع مقدس و سالروز آغاز جنگ تحمیلی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 29 شهريور 1393
آداب رونق دادن خانه خدا

آداب رونق دادن خانه خدا


فکر می‌کنید اگر قرار باشد نقطه اصلی پرگار را روی جایی بگذاریم و بعد، از آنجا دایره باید و نبایدهای سبک زندگی اسلامی را ترسیم کنیم، این نقطه باید کجا باشد؟

لازم نيست زيادي به ذهن‌تان فشار بياوريد؛ مسجدها همان نقاط اصلي‌اي‌ هستند كه يك شهر اسلامي بايد به محوريت آنها ساخته شود. چرا؟ چون مسجدها معنويت و اخلاق را به شهروندان منتقل مي‌كنند و بدون اينها، شهر اسلامي ديگر شهري اسلامي نخواهد بود. مسجدها هم به حضور مسجدي‌ها پشتگرم‌اند. فكر مي‌كنيد چطور مي‌شود اين حضور را پررنگ‌تر كرد؟ راهكارهايي برايتان داريم.

خبررساني كنيد

قبل از اينكه هر كاري را شروع كنيد، بايد قدرت و اهميت اطلاع‌رساني را خوب بدانيد. اگر بهترين كارهاي دنيا را هم بكنيد تا وقتي كه به ديگران خبر ندهيد، انگار كه عملاً كاري نكرده‌ايد. بهترين راه اطلاع‌رساني برنامه‌هايي كه مي‌خواهيد در مسجدها برگزار كنيد، روش شفاهي است. به مسجدي‌هايي كه مي‌شناسيد، بگوييد به اعضاي خانواده يا همسايه‌ها خبر بدهند. سامانه پيام كوتاه هم ايده خوبي است كه بيشتر هيأت‌ها و برخي از مساجد مجهز به آن هستند. استفاده از تابلوي اعلانات بيرون مسجد، ديوارهاي بيروني مسجد و... سفارش مي‌شود.

اتاق فكر بسازيد

خب، بعد از اطلاع‌رساني چه بايد كرد؟ يك تيم يا اتاق فكر بايد تشكيل بدهيد. فرقي هم نمي‌كند؛ همه كساني كه احساس تكليف مي‌كنند، دعوتند به اين اتاق فكر. حقيقتش اين است كه در همه مساجد، يكسري كارهايي انجام مي‌شود كه به كارهاي سنتي معروفند؛ مجالس سخنراني و قرائت قرآن و... . خب، اين كارها را بايد به بهترين شكل برگزار كرد. بعضي از كارهايي هم كه مخاطب را جذب نمي‌كند، بايد گذاشت كنار. يكسري كارها را هم بايد اضافه كرد؛ از آن كارهاي نو و جالب و مذهبي و مخاطب‌پسند.

كتابخانه را سامان بدهيد

از بزرگ‌ترين بخش‌هاي مسجد كه خيلي هم مي‌شود رويش حساب باز كرد، كتابخانه آن است. خود كتابخانه، مي‌تواند خيلي‌ها را جذب مسجد كند اما مسئله اينجاست كه كتابخانه‌ها را بايد سر و ساماني داد. كتاب به روزبرايشان آورد و نونوارشان كرد. سالن مطالعه آنها را هم بايد به خوبي و خوشي راه انداخت. سالن مطالعه مسجد، مي‌تواند به درد دانشجوها و نيز دانش‌آموزها بخورد؛ اينكه چند ساعتي در روز را بيايند و در همسايگي مسجد، به درس و مشق‌هايشان برسند. همين كه پاي اين اقشار به مسجد باز بشود، بركت‌هاي ديگري هم دارد.

مسابقه ورزشي

غالب مساجد، محوطه‌هاي باز و سالني قابل توجهي هم دارند؛ اما متأسفانه از اين محوطه‌ها، آنطور كه بايد، استفاده نمي‌شود. گاهي وقت‌ها برگزاري يك رقابت سالم ورزشي در اين محوطه‌ها، مي‌تواند كلي از جوانان و نوجوانان را، به مسجد بكشاند. چندي پيش يكي از مساجد جنوب شهر، اقدام به برگزاري رقابت‌هاي مچ‌اندازي در محوطه بيروني مسجد كرد. استقبال زيادي هم از رقابت صورت گرفت. رقابت‌هايي از اين دست، تا آنجا كه با فضاي معنوي مسجد و‌ شأن اين جايگاه، تقابلي نداشته باشد، مي‌تواند بسيار راهگشا باشد.

مسابقه كتابخواني بگذاريد

كتابخانه‌ها بركت‌هاي زيادي دارند. از جمله ايده‌هاي ديگري كه مي‌شود اجرايي كرد، راه انداختن جلسات مطالعاتي، سير مطالعاتي، مسابقات كتابخواني و... است. بالاخره هر محلي، براي خودش كلي دانشجو و نخبه و اهل كتاب دارد. باز شدن پاي اين گروه‌ها به مسجد، مي‌تواند به بالاتر رفتن سطح علمي فعالين و مخاطبين اين مكان مقدس هم خيلي كمك كند. ضمن اينكه برگزاري مسابقات كتابخواني در مساجد، مي‌تواند سطح عمومي مردم را هم ارتقا ببخشد. مي‌توانيد جايزه‌ها را هم، در خود مسجد و بين نمازها و طي مراسمي كوتاه، اعطا كنيد.

جلسات مشاوره‌ بگذاريد

اين روزها به واسطه هجوم افكار غربگرايانه و ضدمذهبي، كانون خانواده به‌شدت در معرض تهديد قرار دارد. طلاق هم كه بيداد مي‌كند. يكي از ايده‌هاي طلايي ديگر، مي‌تواند راه‌اندازي مشاوره‌هايي با تم مذهبي در مساجد باشد. مسجدي‌ها هم، مثل همه مردم نياز به مشاوره دارند. البته مشاوره‌هاي فقهي و مذهبي غير رسمي، در مساجد به‌طور سنتي برگزار مي‌شوند. اگر مشاوراني آگاه و مذهبي و حتي از بدنه خود روحانيت، نيم ساعت الي يك ساعت بعد يا قبل از نمازها، در گوشه‌اي از مسجد مستقر شوند، مي‌توانند پاي خيلي‌ها را به مسجد بكشانند.

محلي براي بازي بسازيد

بچه‌ها بايد در مساجد، حضوري پررنگ داشته باشند. متأسفانه به واسطه اكثريت داشتن سالمندان در بيشتر مساجد، بچه‌ها كمتر رغبت به حضور در مساجد دارند چرا كه اين سالمندان، بالاخره سني و سالي دارند و حوصله بچه‌ها را ندارند؛ درحالي‌كه كاملاً بايد برعكس باشد. ايجاد جاذبه براي اين بچه‌ها، مي‌تواند آنها را تشويق به حضور در مساجد كند. نظرتان درباره ايجاد يك شهر بازي كوچك در حياط مسجد براي بچه‌ها چيست؟ اگر با سر و صدايش هم مشكل داريد، مي‌توانيد اسباب نقاشي و بازي‌هاي فكري راه بيندازيد.

سخنراني به‌روز

مردم به واسطه مشكلاتي كه دارند پول‌هاي كلاني خرج مي‌كنند تا به جلسات گروه‌درماني در حوزه روانشناسي و نيز جلسات سخنراني با موضوعات مشكلات رواني بروند. بهتر نيست در طول هفته، يك يا 2 جلسه سخنراني يا گروه درماني هم براي چنين مشكلاتي داشته باشيد؟ بعضي از اساتيد و روانشناسان كشورمان، در مساجد اقدام به برگزاري چنين جلساتي با موضوع روانشناسي و دين كرده‌اند‌ كه خيلي هم جواب داده است. كلي هم مي‌توانيد تبليغات كنيد؛ كه مثلا فلان جلسه برگزار مي‌شود.

كانون نخبگان بسازيد

ايجاد كانون نخبگان مسجد و محله هم مي‌تواند جزو ايده‌هاي طلايي بعدي باشد. واقعاً چرا بين نخبه‌ها و مسجدها، بايد فاصله بيفتد؟ البته برخي از تحصيلكرده‌ها هستند كه به مسجدها، مرتب رفت‌وآمد مي‌كنند اما براي جذب بيشتر نخبه‌ها، بايد دفترودستكي هم داشت كه كارش، همين باشد؛ البته نه به هر قيمتي. بهتر است مسئول اين بخش هم خودش يك نخبه باشد. وقتي پاي نخبه‌ها به مسجد باز شود و مردم متوجه اين امر بشوند، بيشتر در چنين مسجدهايي حضور خواهند داشت.

كارهاي ديگري هم هست

همينطور كه فكر مي‌كنيد، مي‌شود كلي كار ديگر هم انجام داد. الان جوان‌ها مشكل بيكاري دارند. چه مي‌شود مراكز آموزش غيررسمي با محوريت مسجد راه‌اندازي شود و هر كس هرچه بلد است، بيايد و در اين مراكز ياد بدهد. آموزش‌ كتاب‌هاي درسي در مسجد توسط دانشگاهي‌ها و نخبه‌ها هم گزينه بعدي است و حسابي هم جواب مي‌دهد. راه‌اندازي بخش سمعي و بصري و اجاره فيلم‌هاي تأييد شده سينمايي و حتي تلويزيوني و مستند و... به مسجدي‌ها، مي‌تواند حسابي به مسجد محله‌تان رونق بدهد.

بفرماييد شادي حلال

همين چند وقت پيش بود كه بحث راه‌اندازي سايت‌هاي خنده حلال توسط طلاب مطرح شد. چندوقت پيش‌تر از آن نيز اطلاعاتي درباره افسردگي در شهرهاي ايران مطرح شده بود كه يكي از مداحان جواب داده بود كه اتفاقاً مذهبي‌ها، خنده‌روتر و شوخ‌طبع‌تر از بقيه هستند. همه اين اتفاقات نشان مي‌دهد كه توجه به شادي حلال و مطايبه و... بايد بيشتر مورد توجه قرارگيرد. بد نيست مساجد به ايده راه‌اندازي كانون‌هاي خنده حلال يا شادي‌هاي حلال فكر كنند. اين كانون‌ها، مي‌توانند جلسات منظم هفتگي داشته باشند و طي اين جلسات، به طراحي برنامه‌هايي كه باعث شادي بيشتر مومنان و مومنات مي‌شوند، بپردازند. برنامه‌ريزي براي مناسبت‌هاي شاد و جشن‌ها و ميلادها نيز مي‌تواند جزو برنامه‌هاي اين كانون‌ها باشد.

حكايت دلگيري نيم قرني

حجت‌‌الاسلام قرائتي در جايي، درباره حضور بچه‌ها در مساجد و اهميت آن گفته است كه اگر در مسجد بچه 2ساله‌اي را از جايش بلند كنيد، هر كس كه سر جاي اين بچه نماز بخواند نمازش باطل است. 
اين روحاني خوش‌سخن، به نقل خاطره‌اي هم پرداخته است تا نتيجه بگيرد كه حضور نسل جديد در مساجد، خيلي مهم است و مسجدي‌ها حق ندارند به بهانه‌هاي غيرديني، اين نسل جديد را از مسجد و دين دور كنند. اين خاطره متعلق به‌خود وي است كه در كاشان اتفاق افتاده است؛ «حدود 6 سال بيشتر نداشتم كه به مسجد رفتم، پيرمردي دستم را گرفت و پرتم كرد عقب و گفت بچه صف اول نمي‌ايستد. الان كه حدود ۷۰ ساله شده‌ام بيش از نيم قرن اين ناراحتي در قلب من است كه چرا دست من را گرفت و به عقب پرتم كرد.»

خودتان آستين بالا بزنيد

حتما لازم نيست كه كلي آدم از نقاط مختلف بيايند تا شما بتوانيد به مسجدتان رونق دهيد و كلاس‌هاي آموزشي مختلف برگزار كنيد. روي توانايي‌هاي خودتان هم كمي حساب كنيد. با كمي جست‌وجو مي‌توانيد تخصص‌هاي همين نمازگزاران مسجد را پيدا كنيد و از آنها كمك بگيريد. مثلا يك دانش‌آموز دبيرستاني مي‌تواند براي دانش‌آموزان مقاطع پايين‌تر به راحتي كلاس‌هاي كمك‌درسي بگذارد. معمولا در ميان خانم‌هاي هر محله، چند هنرمند هم پيدا مي‌شوند. از آنها كمك بگيريد تا كلاس‌هاي هنري مخصوص بانوان را در مسجدتان برپا كنند. امكانات مسجد خودتان را دست‌كم نگيريد. هنر اين است كه از حداقل امكانات بيشترين استفاده را ببريد.

عیسی محمدی:

منبه:روزنامه همشهری

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)

حمید داودی راد



:: موضوعات مرتبط: مذهبی , ,
:: برچسب‌ها: آداب رونق دادن خانه خدا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : شنبه 29 شهريور 1393
مراسم تقدیر از امام جماعت نمونه منطقه 10 تهران توسط رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد

 

به یاد بود روز جهانی مسجد 

طی مراسمی در جمع نمازگزاران مسجد حجت ابن الحسن (عج) با حضور حجت السلام و المسلمین حاج آقا عباسی مسئول محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد ناحیه شهید نواب صفوی از حجت الاسلام والمسلمین شیخ حمید شیوایی به  عنوان امام جماعت نمونه منطقه 10 تهران تقدیر و لوح سپاس از طرف ریاست مرکز رسیدگی به امور مساجد حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری به ایشان اهداء گردید که با استقبال نمازگزاران و اهالی مواجه و با مراجعه به حاج آقای عباسی مراتب تقدیر و تشکر خود را از این حسن انتخاب ابراز نمودند.

 

 

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)

عکس:حمید داودی راد



:: برچسب‌ها: به یاد بود روز جهانی مسجد , امام جماعت نمونه تهران , مسجد حجت ابن الحسن , شخ حمید شیوایی , حمید داودی ,
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 19 شهريور 1393
امام جماعت نمونه منطقه 10 تهران

امام جماعت مسجد حجت ابن الحسن (عج) 

حجت الاسلام و المسلمین جناب شیخ حمید شیوایی به عنوان امام جماعت نمونه در منطقه 10 تهران انتخاب و از ایشان طی مراسمی قدر دانی شد .

 

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)



:: برچسب‌ها: امام جماعت نمونه منطقه 10 تهران , مسجد حجت ابن الحسن , شیخ حمید شیوایی , مسجد حجت ,
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 19 شهريور 1393
قیام خونین 17 شهریور 1357

قیام خونین 17 شهریور 

 


حادثه تظاهرات 17 شهریور که به جمعه سیاه معروف شد، به واقعه کشتار تظاهرکنندگان در محلات فقیر نشین جنوب تهران و همچنین میدان ژاله، توسط نیروهای نظامی ارتش شاهنشاهی گفته می‌شود که در هفدهم شهریور 1357 و در جریان ناآرامی هایی که به پیروزی انقلاب ایران در این سال انجامید، رخ داد.


 

 17 شهریور

تنها چندروز پس از واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمده‌بود، مجبور به استعفا گردید و در روز 4 شهریور، محمدرضا پهلوی از جعفر شریف امامی که فرزند روحانی و رئیس مجلس سنا بود و به برخی مخالفت‌ها با دولت هویدا مشهور بود، دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملی تشکیل دهد.

اندکی بعد و در روز سیزدهم شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضدّ حکومت شاهنشاهی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست.

دعوت کننده اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانی‌ای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل می‌نمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند. غافل از آنکه از ساعت 6 صبح، حکومت نظامی توسط فرماندار تهران ارتشبد غلامعلی اویسی اعلام و درحال اجرابود و اجتماع بیش از سه نفرهم  ممنوع بود. اعلام دیرهنگام حکومت نظامی (ساعت 6 صبح همان‌روز) از دلایل شلوغی این تظاهرات بود.

فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق شوند و وقتی با بی‌تفاوتی مردم روبه‌رو شدند، به سوی آنان آتش گشودند. گلوله‌باران توسّط نظامیان، برای چند دقیقه بیشتر به طول نینجامید.

تعداد کشته‌شدگان

فرمانداری نظامی تهران آمار 87 کشته و 250 مجروح را تأیید نمود. اما مخالفان حکومت، اعلان داشتند که در این روز بیش از 4000 نفر کشته شده اند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باخته‌اند 500 نفر است. سالها بعد عماد الدین باقی طی تحقیقی با توجه به دسترسی اش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر تعداد کشته شدگان 17 شهریور را 88 نفر ذکر می‌کند که 64 نفر آنها در میدان ژاله کشته شدند.

 17 شهریور

این واقعه خونین دارای پیامدهایی نیز بود که اینک به آنها خواهیم پرداخت.

1ـ تردید و تزلزل در اراده رژیم در رویارویی با ملت:

به دنبال کشتار 17شهریور اراده و عزم رژیم در رویارویی با ملت سخت به تردید و تزلزل افتاد. چرا که شیوه های موسوم اعم از سرکوب و سازش در عمل شکست خورده بود، اجرای طرح حکومت نظامی که بر اساس نظریه مشاوران امنیتی و ساواک، بهترین سیاست ممکن جهت برقراری امنیت تلقی می شد، نتیجه عکس بخشید. و لذا شاه برای یافتن یک راه حل فوری و ضربتی برای پایان دادن به اوضاع آشفته و انقلابی کشور با صاحب نظران امور ایران و کارشناسان داخلی ،رایزنی نمود. حاصل این گفت و گوها شاه را به این نتیجه رساند که ریشه همه نارضایتی ها در توسعه فساد و سوء استفاده های کلان مادی نهفته است. اما وضعیت کشور به حدی آشفته بود که رژیم سخت سر در گم شده بود و سرانجام آمریکا با پیام شفاهی برانسکی از طریق اردشیر زاهدی ـ سفیر ایران در آمریکا ـ شاه را بار دیگر به سوی سیاست مشت آهنین متمایل ساخت که نتیجه آن تشکیل کابینه نظامی به رهبری ارتشبد ازهاری بود.

فرمانداری نظامی تهران آمار 87 کشته و 250 مجروح را تأیید نمود. اما مخالفان حکومت، اعلان داشتند که در این روز بیش از 4000 نفر کشته شده اند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باخته‌اند 500 نفر است. سالها بعد عماد الدین باقی طی تحقیقی با توجه به دسترسی اش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر تعداد کشته شدگان 17 شهریور را 88 نفر ذکر می‌کند که 64 نفر آنها در میدان ژاله کشته شدند

2ـ تزلزل ارتش:

حوادث 17شهریورو ادامه حکومت نظامی،انسجام ارتش را متزلزل و اراده آن را با تردید مواجه ساخت.استقرار طولانی مدت ارتش در میدان ها و مراکز مهم شهر که می بایست همانند نیروهای انتظامی با انقلابیون مقابله کند،از کارآمدی ارتش و توان آن کاست.چرا که ارتش اساسا به منظور حفظ امنیت مرزها و پاسداری از کشور در برابر تهدیدات خارجی به وجود آمده بود.اما اکنون ارتش می بایست تحت فرمان فرمانداری های نظامی شورای امنیت استان عمل کند که خواه ناخواه با هیات دولت و سایر مراکز قدرت در نحوه و اجرای فرامین حکومت نظامی اختلاف نظر می یافت. این واقعیت با توجه به ساختار ارتش شاهنشاهی که شکاف عمیقی میان کادر فرماندهی با نیروهای مسلح از نقطه نظر گرایش های سیاسی و تمایلات ملی و مذهبی وجود داشت موضع ارتش را به عنوان سرکوبگر مخالفان سخت تضعیف می کرد.

 قیام 17شهریور

3- تعمیق شکاف بین مردم و حکومت پهلوی :

17شهریور 1357 جدایی میان ملت و حکومت را عمیق تر کرد و امکان هر نوع پیوستگی یا سازش را از بین برد. همچنین مشی مبارزه مسالمت آمیز در چار چوب قانون اساسی به منظور احیای نظام مشروطه به شدت زیر سوال رفت و روحیه تندروی و افراط گرایی در میان طیف های گوناگون مبارز و مخالف فرا گیر شد و تلاش ها برای سرنگونی رژیم پهلوی به شکلی قهر آمیز و انقلابی مورد حمایت قرار گرفت.

4- تشدید سر در گمی آمریکا در برابر مسائل ایران :

هم زمان با بحرانی شدن اوضاع و واقعه 17 شهریور، روسای جمهور مصر، اسرائیل و آمریکا روز 19 شهریور با شاه گفت و گو کردند. شاه در گفت و گو با کارتر واقعه 17 شهریور را یک طرح شیطانی از سوی کسانی دانست که از برنامه ایجاد فضای باز سازی کشور بهره مند شده و از آزادی های اعطا شده علیه وی سوءاستفاده کردند. او خواستار ادامه حمایت های آمریکا شد .کارتر نیز در پاسخ به در خواست های شاه او را از جهات گوناگون مطمئن ساخت و حمایت صریح خود را از اقدامات سرکوب گرانه شاه اعلام کرد.دو روز پس از حادثه 17 شهریور اردشیر زاهدی – سفیر ایران در آمریکا – با وارن کریستوفر – معاون وزارت امور خارجه آمریکا – در واشنگتن دیدار نمود. کریستوفر ضمن تاکید بر حمایت دولت آمریکا از ایران، خواستار رعایت اعتدال در اجرای حکومت نظامی شد. اما زاهدی اعلام کرد، کمونیست های سازمان یافته تظاهرات را ترتیب می دهند و دولت آمریکا همراه با نیروهای اپوزیسیون توطئه براندازی شاه را تدارک دیده است. کریستوفر این اتهام را ناروا خواند و اظهار داشت تضعیف اعتماد به نفس شاه در این زمان مهم ترین عامل بروز و گسترش شورش هاست. به هر حال، حقیقت این است که تا وقوع حادثه 17 شهریور هیچ یک از سران کاخ سفید در ریاست جمهوری، وزارت خارجه و سازمان سیا، بحران ایران را جدی و نگران کننده نمی دانستند.

دعوت کننده اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانی‌ای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل می‌نمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند

از همین زمان گروهی از سران آمریکا به بررسی دقیق تر و بازنگری کارشناسانه در حوزه مسائل ایران ترغیب شدند که ماحصل این بررسی ها چیزی جز سردرگمی هر چه بیشتر آمریکا در امور ایران نبود.

نتیجه گیری:

بی تردید، قیام 17شهریور را می توان به عنوان یکی از نقاط عطف مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم پهلوی دانست. ابعاد عظیم کشتار و سرکوب مردم بی گناه در این روز باعث شد تا انقلابیون و رهبران آن ها در حرکت خود مصمم تر گردند و در این بین رهبری مدبرانه حضرت امام خمینی(ره) نقشی به سزا داشت. حمایت های سران به اصطلاح دموکرات آمریکا از رژیم پهلوی در سرکوب مبارزین نیز باعث گردید تا ادعاهای به اصطلاح حقوق بشری و دموکراتیک آن ها در بین مردم رنگ ببازد و ماهیت اصلی آنان برای مردم ایران هرچه بیشتر نمایان گردد. در مجموع باید گفت قیام خونین 17 شهریور عاملی موثر در تشدید مبارزات مردمی و تسریع در سقوط رژیم پهلوی به شمار می رود.

فرآوری:طاهره رشیدی

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

تبلیغات مسجد حجت ابن حسن(عج)



:: برچسب‌ها: قیام خونین 17 شهریور 1357 ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 15 شهريور 1393
١١ ذی القعده سالروز ولادت امام رضا (ع) مبارک باد
١١ ذی القعده سالروز ولادت امام رضا (ع) مبارک باد

سالروز ولادت امام رضا (ع)

سلام بر تو اى امام هشتم، اى فرزند پيامبر و على، اى پاره تن فاطمه اى جگر گوشه حضرت موسى بن جعفر، و اى امامى كه هر لحظه دل هاى ما به شوق ديدار حرم مطهّرت مى تپد، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، و سلام بر پدارن بزرگوارت و فرزندان پاك و معصومت.
فرارسيدن يازدهم ذى القعده سالروز ولادت هشتمين امام معصوم، خورشيد فروزان خراسان، مايه بركت و افتخار كشور ايران، محبوب دلهاى شيعيان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام را به همه مسلمانان جهان بالأخصّ شيعيان تبريك مى گوييم. و ذيلا خلاصه اى در شرح زندگانى آن حضرت مى آوريم.

 

 

ولادت:

حضرت امام رضا عليه السلام شب جمعه يازدهم ذى القعده در سال 148 هجرى در مدينه طيّبه به دنيا آمد، پدر بزرگوار آن حضرت امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام بود و مادر آن حضرت خانمى بود به نام امّ البنين يا تكتم يا نجمه كه هر سه اسم در تاريخ آمده است.
اين بانوى بزرگوار زنى با فضيلت بود كه خدا او را شايسته همسرى حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام و مادرى امام رضا عليه السلام قرار داده بود.
مرحوم علاّمه مجلسى رحمه الله در جلد 49/7 بحار الانوار نقل مى كند كه نجمه مادر حضرت رضا عليه السلام كنيزى بود كه حميده مادر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام او را خريد، حميده مى گويد: حضرت رسول الله (صلى الله عليه وآله) را در خواب ديدم كه به من فرمود: اى حميده، اين نجمه براى فرزند تو موسى است، كه به زودى بهترين اهل زمين از او به دنيا خواهد آمد، پس من نجمه را به موسى بن جعفر بخشيدم، وقتى كه رضا به دنيا آمد نجمه را طاهره نام نهاد، و اين خانم بزرگوار اسامى مختلفى داشت كه از آنهاست: نجمه، سكن، سمان و تكتم.
مرحوم مجلسى نقل مى كند كه حضرت رضا عليه السلام در دوران شيرخوارگى كودكى درشت بود، و از اين جهت زياد شير مى خورد، حضرت نجمه گفت: براى شير دادن به اين بچه مرضعه اى بگيريد تا به من كمك كند، از او پرسيدند: آيا شير تو كم شده؟ گفت: نه لكن من ذكر و نماز و تسبيحى داشتم كه از زمان تولّد اين كودك كمتر مى توانم به آنها برسم.
مرحوم مجلسى در مجلّد 49/9 بحار الانوار نقل مى كند از خانمى كه مى گويد: شنيدم از نجمه كه مى فرمود: وقتى به فرزندم على باردار شدم سنگينى حمل را احساس نمى كردم، و وقتى در خواب بودم از داخل شكم خود صداى تسبيح و تهليل و تمجيد خداوند را مى شنيدم، و اين باعث خوف و هراس من شده بود، وقتى كه بيدار مى شدم صدايى نمى شنيدم، زمانى كه رضا به دنيا آمد دست خود را بر زمين گذاشت و سر به اسمان بلند كرد، و لبهاى مبارك خود را حركت مى داد، گويا حرف مى زد، در اين هنگام پدر او موسى بن جعفر (عليه السلام) بر من وارد شد و فرمود: مبارك باد بر تو اى نجمه لطف و كرامت پروردگارت، و سپس فرزندم على را در پارچه اى سفيد پوشاند و در گوش راست او اذان، و در گوش چپ او اقامه گفت، پس از آن آب فرات خواست و كام او را با آب فرات باز كرد و بعد او را به من برگرداند و فرمود: او را بگير كه او بقّية الله در زمين خدا است.

اسامى و القاب

نام آن حضرت «على» بود كه اين نام در ميان دودمان رسول خدا محبوب ترين نام بود، و نشانه آن ناميدن حضرت امام حسين عليه السلام چند تن از فرزندان خويش را به اين نام است.
كنيه آن حضرت أبوالحسن، و أبوعلى بود.
بعض القاب آن بزرگوار عبارت است از: سراج الله، نور الهدى، قرّة عين المؤمنين، رضا، رضىّ، فاضل، صابر، وفىّ، صديق. كه معانى اين القاب عبارت است از: چراغ پروردگار، نور هدايت و راهنمايى، نور چشم مؤمنان، راضى به رضاى خداوند، بخشنده، بردبار، با وفا، دوست. و همچنين پيامبر خدا(ص) او را عالِم آل محمّد(ص) ناميد.

فضائل و مناقب امام رضا(عليه السلام)

الف: محروم مجلسى از كتاب عيون اخبار الرضا(عليه السلام) نوشته مرحوم صدوق نقل مى كند كه: حضرت رضا عليه السلام هميشه تابستان ها بر روى حصير مى نشست، و زمستان بر روى پلاس «گليم» و لباس تن آن حضرت لباس درشت و نا مرغوب بود، مگر زمانى كه با مردم ملاقات داشت كه در آن هنگام با لباس مرغوب نزد آنان مى آمد. (بحار الانوار 49 / 89)
ب: و هم ايشان نقل مى كند از شخصى به نام ابراهيم بن عبّاس كه مى گويد: هرگز نديدم از امام رضا عليه السلام چيزى را بپرسند كه آن حضرت نداند، و عالم تر از او نسبت به زمان خودش نديدم، و مأمون همواره آن حضرت را با سؤال هاى مختلف امتحان مى كرد و آن بزرگوار جواب مى فرمود، در عين اينكه جوابهاى آن حضرت برگرفته از قرآن بود، قرآن را در هر سه روز يك بار ختم مى كرد، و مى فرمود: اگر بخواهم كمتر از سه روز يك ختم قرآن بخوانم مى توانم. لكن به هيچ آيه اى مرور نمى كنم مگر آنكه در آن فكر مى كنم و اينكه چه وقت و درباره چه چيز نازل شده است. لذا قرآن را در سه روز ختم مى كنم. (بحار الانوار 49 / 90)
و در همين كتاب از شخص فوق الذكر نقل فرموده كه: هرگز نديدم حضرت رضا عليه السلام كسى را با سخن خويش بيازارد و نديدم هرگز سخن كسى را قطع كند، ومى گذاشت تا حرف او تمام شود، هرگز حاجت كسى را در صورتى كه قدرت برآوردن آن را داشت رد نمى كرد، هرگز نزد كسى پاى خود را دراز نمى كرد، و تكيه هم نمى زد، و هرگز نديدم سخن درشتى به خادمان خود بگويد، هرگز نديدم كه آب دهان بر زمين بياندازد. و همين طور نديدم كه با صداى قهقهه بخندد بلكه تبسم مى كرد.
زمانى كه به اندرون خانه مى رفت و سفره مى انداختند تمام خدمتگزاران حتى دربان را بر آن مى نشانيد. آن حضرت شبها را بيشتر بيدار بود و كمتر مى خوابيد. بيشتر شبها را تا صبح بيدار بود، روزه بسيار مى گرفت، هرگز سه روز روزه در ماه از آن حضرت ترك نمى شد، آن حضرت در پنهانى نيكى و تصدق بر فقرا بسيار داشت، و بيشتر آن در شبهاى تاريك بود، بنابر اين هر كس ادّعا كند كه مانند او را در فضل ديده است او را راستگو مپنداريد.
ج، و مرحوم كلينى در كافى 4 / 23 نقل مى كند كه شخصى از اهل بلخ كه در سفر حضرت رضا (عليه السلام) از مدينه به خراسان همراه آن بزرگوار بوده مى گويد: روزى در بين راه سفره غذا گستردند، آن بزرگوار تمام خادمان و غلامان از سفيد و سياه را بر سر سفره جمع كرد، من گفتم: فداى شما شوم، بهتر بود كه براى اينان سفره اى جداگانه مى انداختند! آن حضرت فرمود: تند مرو، همانا خداى ما يكى است، مادر و پدر همه يكى است، و پاداش به اعمال است.
د: و نيز مرحوم كلينى در كافى 6 / 283 نقل فرموده است از شخصى كه: شبى فردى بر آن حضرت ميهمان شد، آن بزرگوار و ميهمان نشسته بودند و صحبت مى كردند، در اين حال چراغ خراب شد، آن شخص خواست چراغ را اصلاح كند، آن بزرگوار نگذاشتند و خود اقدام به اصلاح چراغ فرمودند و گفتند: ما خانواده اى هستيم كه مهمان را به كار نمى گيريم.

ولايت عهدى امام رضا (عليه السلام)

پس از آنكه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به وسيله هارون الرشيد لعنة الله عليه به شهادت رسيد، حضرت امام رضا عليه السلام به امامت رسيدند، مقدارى از دوران امامت آن بزرگوار در خلافت هارون، و مقدارى در حدود چهارسال در خلافت امين، و مدّت بيست سال در زمان خلافت مأمون بود.
در زمان هارون و بلا فاصله پس از شهادت حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) بعض افراد به هارون توصيه مى كردند كه حضرت را به شهادت برساند، مرحوم مجلسى نقل مى كند كه شخصى از بنى العباس به نام عيسى بن جعفر به هارون گفت: سوگندى را كه درباره آل ابى طالب يادكردى به يادآور كه گفتى: اگر كسى بعد از موسى بن جعفر ادعاى امامت كند گردن او را مى زنم، و الآن على بن موسى ادعاى امامت دارد و مردم نيز همان اعتقادى كه به پدر او داشتند به او هم دارند، هارون الرشيد نگاهى غضب آلود به او كرد و گفت: واى بر تو آيا مى خواهى من همه آل ابى طالب را بكشم؟ راوى خبر كه اين قضيه را خود ديده بود مى گويد: به آن حضرت داستان را گفتم، آن حضرت فرمود: قسم به خداى كه آنها چنين قدرتى ندارند و هيچ كارى نمى توانند بكنند.
دوستتان آن حضرت هم از همان ابتدا بر جان آن بزرگوار مى ترسيدند، لكن آن حضرت مى فرمود: اينان نمى توانند كارى انجام دهند.
تا آنكه در زمان خلافت مأمون قضيه ولايت عهدى پيش آمد، و علّت عمده آن ترس مأمون از نفوذ معنوى حضرت امام رضا عليه السلام در ميان مردم بود، و شايد همانطور كه از بعض تواريخ نيز مهشود است مأمون نسبت به مقام واقعى امام رضا عليه السلام واقف بود و از اين جهت در ابتدا ميل آن را نداشت كه آسيبى به آن بزرگوار برساند، لكن بعد از آنكه ديد حتّى با ولايت عهدى آن حضرت نيز گرايش مردم به آل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كم نشد، و همينطور نفرت آنان از خاندان بنى العباس بيشتر مى شد ديگر تحمّل نكرد و آن حضرت را به شهادت رسانيد.
بنابر اين آن حضرت را از مدينه به خراسان آورد و آن بزرگوار نيز مى دانست كه اين سفرى است كه برگشتى در آن نيست، لذا به اهل بيت خود امر فرمود كه بر او نوحه كنند.
راهى كه مأمون براى حركت آن حضرت انتخاب كرده بود راهى بود كه امام رضا عليه السلام بر خورد كمترى با شيعيان و شهرهايى كه عاشقان اهل بيت پيامبر در آنها سكونت دارند داشته باشد، امّا در عين حال آنچه از اين سفر تاريخى باقى ماند جلوه هاى عشق مردم به خاندان پيامبر بود كه از طرفى ارادت مردم را به حق و حقيقت آشكار مى كرد، و از طرف ديگر زنگ خطرى براى عباسيان و در رأس نان مأمون بود كه براى مردم فريبى و مهار كردن حركت هاى شيعى مى خواست با ولايتعهدى حضرت رضا (عليه السلام) علويان و در كلّ شيعيان را خلع سلاح كند.
نمونه بارز اين ارادت و عشق و علاقه در نيشابور تجلّى كرد كه مورّخان نوشته اند عدّه بيشمارى براى نوشتن حديث از آن حضرت خواستند كه حديثى بفرمايند، و آن بزرگوار حديث سلسلة الذهب را كه مضمون آن توحيد يعنى دعوت تمامى انبياء از آدم تا خاتم است فرمودند، و سپس آن را ختم به ولايت و امامت كردند. با لفظ «وأنا من شروطها» و ترجمه اين حديث شريف چنين است كه حضرت رضا عليه از پدرش از پدرانش تا رسول خدا و رسول خدا از ملائكه مقرّب پروردگار و آنها از خداوند نقل مى كنند كه خداوند فرمود: كلمه لا اله الله قلعه من است و هر كس وارد قلعه من شود از عذاب من در امان خواهد بود. كه مراد از اين حديث اقرار و ايمان و اعتراف به توحيد و يگانگى خداوند است. سپس مقدارى كه كجاوه آن حضرت حركت كرد دوباره فرمودند: البته شرط دارد، و من از شروط آن هستم، كه مراد امامت است.
به هر حال قصد مأمون هر چه بود ولايتعهدى خلافت را بر امام عليه السلام تحميل كرد، و آن بزرگوار بدون آنكه مايل باشند از روى اجبار پذيرفتند.
در اينجا براى آنكه از خود چيزى نگوييم و با استدلال به روايات مطلب را روشن نماييم به ترجمه يك حديث كه مرحوم مجلسى(رحمه الله) از كتاب عيون اخبار الرضا نوشته مرحوم صدوق آن را نقل كرده است اكتفا مى كنيم:
مرحوم علاّمه مجلسى در جلد 49، صفحه 128، حديث شماره 3، نقل مى كند از ابى الصلت هروى كه گفت: مأمون به امام رضا عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر من فضل و علم و زهد و پرهيزكارى و عبادت تو را مى شناسم، و شما را احقّ به خلافت از خود مى دانم.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: من به بندگى خداوند افتخار مى كنم، و به وسيله زهد در دنيا اميدوارم از شرّ دنيا در امان بمانم و با پرهيز از محرّمات اميد رسيدن به غنيمت هاى الهى را دارم، و با تواضع در دنيا اميد دارم كه نزد خدا بلند مرتبه باشم.
مأمون گفت: من اينطور صلاح ديدم كه خود را از خلافت عزل كنم، و با شما به عنوان خليفه بيعت كنم. حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: اگر اين خلافت از آن توست و خداوند آن را براى تو قراداده است، جائز نيست كه لباسى را كه خداوند بر تو پوشانيده از تن بيرون كنى و به ديگرى بدهى، و اگر خلافت از آن تو نيست جايز نيست كه چيزى را كه مال تو نيست به من بدهى.
مأمون گفت: اى فرزند پيامبر ناچار بايد قبول كنى، حضرت فرمود: با اختيار خود هرگز چنين كارى نخواهم كرد، مدّت مديدى مأمون كوشش كرد تا آنكه به هر حال از قبول آن حضرت مأيوس شد.
مأمون چون چنين ديد گفت: حال كه خلافت را نمى پذيرى ولايت عهد را قبول كن تا آنكه خلافت بعد از من از آن تو باشد.
در اينجا حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: قسم به خدا پدرم از پدرانش، از امير مؤمنان (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به من خبرداده است كه من قبل از تو از دنيا مى روم در حالى كه مرا به وسيله سمّ به شهادت مى رسانند، ملائكه آسمان و زمين بر من مى گريند و در سرزمين غربت كنار قبر هارون دفن مى شوم.
در اينجا مأمون گريه كرد و گفت:
اى فرزند پيامبر چه كسى تو را مى كشد، و يا جرأت بى ادبى به شما را دارد در حالى كه من زنده ام، حضرت فرمود: اگر بنا بود بگويم مى گفتم كه چه كسى مرا مى كشد.
مأمون گفت: يابن رسول الله شما قصد آن دارى كه شانه از زير بار خالى كنى و اين امر را از خود دفع كنى تا مردم تو را فردى زاهد و بريده از دنيا بدانند.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: قسم به خداوند از روزى كه خداى مرا آفريد دروغ نگفته ام، و زهد در دنيا را وسيله اى براى دستيابى به دنيا قرار نداده ام، و من مى دانم تو به دنبال چه هستى! مأمون گفت: دنبال چه هستم؟ حضرت فرمود: براى آنكه بگويم امان مى دهى؟ مأمون گفت: تو را امان دادم.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: قصد تو آن است كه مردم بگويند: على بن موسى زاهد در دنيا نبود، بلكه اين دنيا بود كه به او روى آور نشده بود، آيا نمى بينيد چگونه ولايتعهدى را به طمع خلافت قبول كرد!
در اينجا مأمون غضبناك شد و گفت: تو هميشه در برخوردهايت مرا مى آزارى، و علّت آن اين است كه از سطوت و قدرت من احساس امنيت مى كنى، قسم به خدا اگر قبول كنى ولايتعهد را و گرنه تو را مجبور مى كنم، اگر انجام ندادى تو را مى كشم.
در اينجا حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمود: خداوند مرا نهى كرده است كه با دست خود خويشتن را به هلاكت بياندازم، اگر چنين است مى پذيرم، لكن به شرط آنكه در امور عزل و نصب و امور ديگر هيچ دخالتى نكنم و فقط طرف مشورت باشم. (بحار الانوار، ج49، ص128)
به اين ترتيب در سال 201 در ماه رمضان حضرت به ولايتعهدى مأمون منصوب شد.
از اين روايت تمام فلسفه و علّت پيشنهاد مأمون براى ولايتعهدى و همنيطور علّت قبول آن حضرت مشخص مى شود، البته بحث در اين باره به قدرى گسترده است كه ما فقط به اندازه گنجايش يك مقاله به آوردن مطالب اكتفا كرديم.

شهادت حضرت رضا عليه السلام

علّت شهادت حضرت رضا عليه السلام در يك كلمه ترس مأمون و عباسيان از نفوذ معنوى آن حضرت در بين مردم بود، وقتى كه مأمون با ولايتعهدى نتوانست آن امام بزرگوار را آنطور كه بايد و شايد كنترل كند، از راه هاى مختلف براى شكستن مقام آن بزرگوار در بين مردم وارد شد، و در همه آنها خود شكست خورد و به مقصود خويش نرسيد، به عنوان مثال افراد و سران مذاهب را جمع مى كرد كه با حضرت بحث كنند، و آن بزرگوار را در بين مردم خفيف كنند كه حضرت امام رضا عليه السلام همه آنها را مجاب مى فرمود، و مشروح اين مناظرات در كتاب پر ارزش عيون اخبار الرضا (عليه السلام) آمده است.
از طرف ديگر اقبال مردم به حضرت رضا عليه السلام حسادت مأمون را برمى انگيخت، كه نمونه اين اقبال و ارادت شركت جمعيت بسيار در نماز عيد آن حضرت است كه مأمون در بين راه آن بزرگوار را برگرداند و نگذاشت كه آن امام بلند مرتبه نماز را اقامه كند. و از جانب ديگر سعايت شديد عباسيان و اطرافيان مأمون، او را واداشت كه حضرت را مسموم نموده و به شهادت برساند.
در روايتى مرحوم مجلسى در جلد 49، صفحه 301 بحار الانوار نقل مى كند كه أباصلت هروى خادم امام رضا عليه السلام مى گويد: امام به من فرمود: فردا من بر اين شخص فاجر (مأمون) وارد مى شوم، اگر بيرون آمدم و سرم باز بود با من صحبت كن، جواب تو را مى گويم، و اگر سر خود را پوشانده بودم با من صحبت نكن.
أباصلت مى گويد: فرداى آن روز فرستاده مأمون آمد و گفت: مأمون شما را طلبيده، امام عليه السلام حركت كرد و من نيز با او بودم، وارد بر مأمون شديم نزد او ظرفى از ميوه بود كه روى ان انگور بود، و در دست مأمون خوشه انگورى بود كه مقدارى از آن را خورده بود، وقتى حضرت را ديد از جاى برخاست با آن حضرت ديده بوسى كرد و سپس نشست و گفت: اى پسر پيامبر انگورى بهتر از اين نديده ام.
حضرت رضا عليه السلام فرمود: چه بسا انگور بهشت بهتر از اين انگور باشد. مأمون گفت: از اين انگور بخور. حضرت رضا عليه السلام فرمود: مرا از اين كار معاف دار، مأمون گفت: چرا نمى خورى، نكند به ما بدگمانى. سپس خود مأمون از انگور خورد و بعد به حضرت رضا عليه السلام داد و آن حضرت سه دانه انگور خورد و خوشه را انداخت و سپس از جاى برخاست، مأمون گفت: كجا مى روى؟ حضرت فرمود به همانجا كه مرا فرستادى. و بعد أباصلت داستان آمدن حضرت جوادعليه السلام و شهادت امام و تدفين آن بزرگوار را مفصّلا نقل مى كند كه اين مقاله گنجايش كامل آن را ندارد.
خداوند متعال ما را از شيعيان آن بزرگوار قرار دهد.
در پايان به يكى از كراماتى كه از قبر مقدّس آن حضرت ظاهر شده اشاره مى كنيم، گرچه هر ماه و هر سال كرامات فراوانى از قبر مقدّس آن بزرگوار نقل مى كنند كه قابل احصاء نيست، لكن براى رعايت اختصار به يكى از آنها اكتفا مى كنيم.
مرحوم صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا 2/283 نقل مى كند از شخصى به نام ابوالنصر المؤذن النيشابورى كه گفت ناراحتى شديدى در زبانم پيدا شد به طورى كه زبانم سنگين شد و قادر بر حرف زدن نبودم، به قلبم خطور كرد كه حضرت رضا عليه السلام را زيارت كنم و نزد او دعا كنم و او را شفيع خود نزد پروردگار قرار دهم تا آنكه مرا عافيت عنايت كند و زبانم باز شود سوار بر مركبى شدم و به مشهد حضرت رضا عليه السلام رفتم و بالاى سر آن حضرت دو ركعت نماز خواندم و سجده كردم، و در حال سجده تضرّع و دعا مى كردم و حاجت خود را مى خواستم تا آنكه به خواب رفتم.
در خواب ديدم مثل آنكه قبر مطهّر شكافته شد و شخصى گندمگون از قبر بيرون آمد و به من نزديك شد و فرمود: اى ابانصر بگو: لا اله إلاّ الله، به او اشاره كردم كه چگونه بگويم در حالى كه زبانم بسته است، پس بر من فرياد زد كه آيا منكر قدرت خداوند هستى؟ بگو: لا إله إلاّ الله، او مى گويد در اين حال زبانم باز شد و كلمه طيّبيه لا إله إلاّ الله را بر زبان جارى كردم و زبانم باز شد و بعداً هرگز به آن مرض دچار نشدم.

بار ديگر ولادت با سعادت حضرت امام على بن موسى الرضا (عليه السلام) را به همه شيعيان تبريك عرض نموده و اميدواريم در دنيا و آخرت از بركات وجود امامان معصوم بهره مند باشيم.
والسلام 

منبع : http://lankarani.ir

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)



:: موضوعات مرتبط: مذهبی , ,
:: برچسب‌ها: ١١ ذی القعده سالروز ولادت امام رضا (ع) مبارک باد ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 11 شهريور 1393

تعداد صفحات : 17
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 17 صفحه بعد